|
وحدت از شعار تا عمل ؟!!!!!!!
مطلبي را كه به صورت پلاكارد در شهرستانها براي ايام فاطميه تهيه شده است را بايد نماد وحدت عملي بين مسلمانان قلمداد كرد ؟در زير وحدت با مسماي مسلمين را مي بينيم قضاوت با شما است شهادت مظلومانه سيده نساء عالمين ، علت ثبات آسمان و زمين ، ثقل مورد سفارش خاتم مرسلين ، همسر مجروح و مضروب اميرالمومنين ، شافعه بي بديل مذنبين و مومنين ، بهار خزان زده مولا ، فاطمه الزهرا بر مرهم گذار پهلوي شكسته و دستهاي بسته و شيعيان بسوگ نشسته تسليت باد.
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:31 توسط
|
زيارت عاشورا غير دموكراسي ترين دعا و سرشار از توهين به خلفاي راشدين
زيارت عاشورا غير دموكراسي ترين دعا و سرشار از توهين به خلفاي راشدين
مصداق كامل وحدت اسلامي؟!!!
چون لعن از مصادیق فحش و ناسزاست، باید فقرات مشتمل بر لعن زیارت عاشورا را یا نفی کرد یا توجیهی برایشان آورد متن زیارت عاشورا : اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ اَميرِالْمُؤْمِنينَ و َابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 9:13 توسط
|
مشروعیت دادن علی (ع) به حکومت خود با استفاده از حضرات ابوبکر - عمر - عثمان
مشروعیت دادن علی (ع) به حکومت
خود با استفاده از حضرات ابوبکر -
عمر - عثمان
نامه شماره ۶
نهج البلاغه
علل مشروعيت حکومت امام (ع) همانا کساني با من بيعت کردهاند که با ابابکر و عمر و عثمان، با همان شرايط بيعت نمودند، پس آنکه در بيعت حضور داشت نميتواند خليفهاي ديگر برگزيند، و آنکه غايب است نمي تواند بيعت مردم را نپذيرد، و همانا شوراي مسلمين از آن مهاجرين و انصار است، پس اگر بر امامت کسي گرد آمدند، و او را امام خود خواندند، خشنودي خدا هم در آن است. حال اگر کسي کار آنان را نکوهش کند يا بدعتي پديد آورد، او را به جايگاه بيعت قانوني باز ميگردانند، اگر سر باز زد با او پيکار ميکنند، زيرا که به راه مسلمانان درنيامده، خدا هم او را در گمراهيش واميگذارد. بجانم سوگند! اي معاويه اگر دور از هواي نفس، به ديده عقل بنگري، خواهي ديد که من نسبت به خون عثمان پاکترين افرادم، و ميداني که من از آن دور بودهام، جز اينکه از راه خيانت مرا متهم کني، و حق آشکاري را بپوشاني، با درود
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 12:12 توسط
|
آيتالله صانعي: سنگسار در غيبت امام جايز نيست
آيتالله يوسف صانعي با تأکيد بر مساوات بين زن و مرد در اسلام، خواستار اصلاح قوانين مرتبط با حقوق زنان شد و بر غير مجاز بودن اجراي حدود، از جمله سنگسار در عصر غيبت امام معصوم ـ عليه السلام ـ تأکيد کرد. آيتالله صانعي در گفتوگو با «اعتماد ملي» تصريح کرد: تفاوت ميان ديه زن و مرد بر خلاف اصول و قواعد اسلامي است؛ بنابراين، ما بايد آنقدر اين مسأله را تكرار و در باب آن بحث كنيم كه ديه زن برابر ديه مرد است تا انشاءالله به صورت قانون تصويب بشود.
ايشان درباره تصدي مناصب توسط زنان نيز گفت: زن ميتواند امام جمعه و امام جماعت و ولي فقيه بشود.
اين مرجع تقليد همچنين درباره اجراي حدود در زمان حاضر نيز تصريح کرد: همانگونه كه بارها گفتهام، ولي گوش شنوايي نيست و فرياد ما نيز به جايي نميرسد، ايجاد تغييرات در قانون مجازات اسلامي ضروري است؛ اما نه به دليل نسخ، بلكه بر همان مبنايي كه ميرزاي قمي(ره) فرموده كه «حدود»، تنها اختصاص به زمان حضور امام معصوم ـ عليهالسلام ـ دارد كه از چند و چون آن آگاه است، اما در زمان غيبت، تنها راهكار مقابله با جرايم در بخش مجازاتها تكيه بر تعزيزات است كه در آن مجلس ميتواند با استفاده از كارشناسان روانشناس و جامعهشناس و رعايت تناسب بين جرم و جزا، مجازاتها را معين كند؛ شيوهاي كه در همه دنيا اعمال ميشود و در كاهش جرم هم تأثيرگذار است. منبع :http://tabnak.ir/pages/?cid=9663
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 7:13 توسط
|
تقیه
تقیه به معنی ترسیدن از خطر و اتخاذ رفتاری مناسب با آن است یا به تعریفی دیگر کتمان حق و پوشیده داشتن اعتقاد از مخالفان و ترک مبارزه با آنان است. در سوره آل عمران آیه 28 خداوند می فرماید: مومنان نباید به جای مومنان از کافران دوست بگیرند و هر کس چنین کند از لطف خداوند بی بهره است مگر آنکه ناچار شوید و خویشتن را از اذیت و آزار ایشان مصون بدارید و خداوند شما را از خویشتن بحذر میدارد و بازگشت به سوی خداست.
همانطور که از آیه فوق استنباط میشود می توان برای فقط جان خود در مقابل دشمنان تقیه کرد یعنی اعتقاد خود را پوشیده داشت یا برای پیشبرد منافع اسلام در مقابل دشمنان اسلام اعتقاد خود را پنهان نگه داشت . تقیه خود نیز نوعی دروغ است اما دروغی که گناه و کیفر ندارد و اجازه آن از سوی خداوند داده شده است. شما می توانید برای حفظ جان خود دروغ بگویید مثلاً می توانید اسلام خود را پنهان بدارید اما برادران شیعه ما پا را فراتر گذاشته اند و در تمامی موارد دروغ می گویند (بنا به اعتقاد خود تقیه می کنند) مثلاً می گویند ما با تسنن وحدت داریم در صورتی که تقیه است یعنی دروغ می گویند که ما با تسنن برادر هستیم . در فقه تشیع چهار نوع تقیه وجود دارد . اکراهیه ، خونیه ، کتمانیه و مدارالی . که این نوع آخر یعنی رعایت قوانین همزیستی با اکثریت سنی و شرکت در اجتماعات عبادی و اجتماعی آنان برای حفظ وحدت اسلامی . همنطور که می دانیم تقیه یعنی پوشیده داشتن و کتمان کردن حقیقت . در آیات قرآن که در مورد تقیه میباشد از جمله آیه 28 سوره آل عمران می بینیم که تقیه کردن برای حفظ جان در مقابل دشمنان اسلام استفاده میشود و لاغیر . آیا این درست است که انسان در مقابل مسلمانان دیگر نیز اعتقاد خود را کتمان نماید آیا همه سنی ها دشمن اسلام هستند؟ آیا عدم شرکت در اجتماعات سنی ها باعث میشود که جان آدمی در معرض خطر قرار گیرد . پس فرق این حرکت با نفاق و دورویی چیست ؟ شما چه تعریفی برای انسان منافق می توانید داشته باشید . منافقین افرادی بودند که عقیده خود را که همانا قبول نداشتن پیامبر و اسلام بودکتمان میکردند و خود را در آن واحد مسلمان واقعی قلمداد و از طرف دیگر برای اسلام دسیسه میکردند و ضرباتی که به اسلام وارد کرده اند هنوز و هنوز آثار آن قویاً موجود می باشد آیا عبدالله ابن ابی سلول (رهبر منافقین مدینه ) کاری غیر این انجام می داد. آیا عبدالله ابن ابی تقیه میکرده ؟ آیا هنوز باید کاریهایی مانند عبدالله ابن ابی انجام داد. حال که قدرت در ایران در کف دستان برادران شیعه است پس چرا باید در فقه شما تقیه مدارالی وجود داشته باشد . فکر کنید که این وحدت چه وحدتی می تواند باشد ؟ وحدتی که منافقانه با آن برخورد شود به کوچکترین تلنگر وصل است . ما نه ابراز دوستی شما را می خواهیم و نه وحدت . چون بنا به فقه شما همه دروغ ، ریا و فریب است دوستی شما خطرناک تر است تا دشمنی دشمنان اسلام . چطور میشود به شما اعتماد کرد چون همواره شما می توانید در حال تقیه باشید از نظر ما تمام حرکات شما می تواند تقیه باشد یعنی دروغ در مقابل ما بگویید و در پشت سر ما اراجیف دیگر ببافید. شما همچون کرم در بدنه اسلام و بنام اسلام درحال تخریب تنه درخت اسلام هستید و با انجام تقیه در مقابل سایر مسلمانان و ابراز دوستی و محبت تبر بر ریشه اسلام می زنید. یکی دیگر از اعتقادات برادران شیعه این است که ابوطالب مسلمان شده است ولی برای حفظ جان و اسلام خود تقیه کرده است یعنی اسلام خود را پوشیده داشته است. همانطور که بیان شد صریح ترین آیه ای که در مورد تقیه وجود دارد آیه 28 سوره آل عمران است و همگی می دانیم که سوره آل عمران در مدینه و پس از وفات ابوطالب نازل شده است پس ابوطالب نمی توانسته به آن استناد نماید و ایمان خود را مخفی نگه دارد . آیا ابوطالب از سمیه و یاسر عزیز تر بوده است که شکنجه ها دیدند و به شهادت رسیدند اما ایمان خود را انکار نکردند؟ آیا ابوطالب از خباب که به خاطر پنهان نکردن ایمان خود و عدم توهین به محمد(ص) که خواسته مشرکان مکه بود بر روی صلیب او را تکه تکه کردند بزرگوارتر است ؟ ابوطالب بنا به اعتقاد اهل سنت بر کفر مرده است و یکی از دوزخیان به حساب می آید چون اسلام را به زبان اقرار نکرده است. عمر ابن خطاب که شما او را لعن و نفرین می کنید ایمان خود را به زبان اقرار نمود ابوبکر صدیق و عثمان ابن عفان نیز چنین کرد . شما فکر کنید که ابوطالب از آنها نیز در نزد پیامبر عزیز تر بوده است که او را دعوت به مخفی نگه داشتن اسلام خود بکند چرا حمزه باید با اقرار خود به اسلام مثله شود اما ابوطالب فیض شهادت نداشته باشد؟ بیایید در وغ ، نفاق و دورویی را با تقیه اشتباه نگیریم و در مقابل مسلمان دست به این عمل نزنیم و با استدلال و استناد به آیات قرآن اسلام را خدشه دار نکنیم و آبروی اسلام را در دنیا در معرض خطر قرار ندهیم.
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 21:17 توسط
|
صیغه (ازدواج موقت )
شکر و سپاس خدایی را که ما را مسلمان زاده قرار داد تا همواره در راه رضای او قدم برداریم. انشاء الله مطالبی چند در مورد صیغه یا لفظ امروزی آن ازدواج موقت می نویسم امیدوارم تا مورد اقبال شما قرار گیرد. در این مبحث به هیچ روایت و حدیثی استناد نکرده ام و فقط آیاتی چند از قرآن را که در مورد ازدواج بوده است آورده ام و قصد قبول یا رد آن را برای کسی ندارم . اما خودم به شخصه آن را قبول ندارم آیه ۳ سوره نساء در مورد ازدواج با یک ، دو ، سه یا چهار زن می باشد و خداوند می فرماید که اگر عدالت را نمی توانید رعایت کنید تنها یک همسر بگیرید و از زنانی که مالک آنهائید استفاده کنید. آیه ۲۴ سوره نساء :زنان شوهر دار برای شما حرام است مگر آنها را که از راه اسارت مالک شده اید . اما زنان دیگر غیر از اینها بریا شما حلال است که با اموال خود آنان را اختیار کنید در حالی که پاکدامن باشید و از زنا خودداری نمایید و زنانی را که اختیار می کنید واجب است که مهر آنان را بپردازید. آیه ۲۵ سوره نساء : در مورد چگونگی ازدواج با بردگان می باشد. آیه ۶ سوره مومنون : از نشانه های مومنان محفوظ نگه داشتن عورت خود از بیگانه جزء همسران یا کنیزان خود یاد می کند. آیه ۵۰ سوره احزاب : خداوند به پیامبر یادآوری می کند که همسر تو که مهر آن را پرداختی و کنیزانی که از طریق غنیمت جنگی خدا به تو بخشیده بر تو حلال است. آیه ۵۲ سوره احزاب : بعد از این بر تو حلال نیست زنی دیگر را به همسری برگزینی مگر آنچه که بصورت کنیز در تملک تو وارد شود. آیه ۳۰ سوره معارج :از صفات نمازگزاران این است که عورت خود را محافظت می دارند مگر از زنان و کنیزان خود. آیه ۲۲۱ سوره بقره : ... کنیز با ایمان از زن آزاده بت پرست بهتر است. یکی از حس ها و رغبت هایی که خداوند در نهاد آدمی قرار داده است حس شهوت و علاقه به جنس مخالف است و عدم ارضای این حس و میل باعث ایجاد بیماری های روانی ، پریشانی خاطر و افسردگی و ... میگردد. هرگاه یک میل سرکوب شود امیال دیگر را نیز تحت الشعاع خود قرار می دهد و رفتار طبیعی یک انسان به هم می ریزد. بنابراین اسلام برای حل این مشکل راه حلی قرار داده است . یکی از این راه حل ها برگزیدن همسر یا ازدواج می باشد .راه حل دیگر برگزیدن کنیز است و کنیز زنی است که در جنگ به اسارت شما در آمده است یا جزء غنایم شما می باشد. در تمامی آیاتی که ذکر شد خداوند ازدواج با زنان پاکدامن و مسلمانی که به عقد خود در آورده و برای آنها مهر معین کرده باشید را اجازه داده است و فرموده که اگر ارضا نمی شوید یا همسر شما سرد مزاج است یا بیماریی دارد که قادر به مراقبت جنسی نمی باشد می توانید از کنیزان خود نیز استفاده نمائید یا زوجه های دیگری اختیار کنید . در هیچ جای قرآن صحبت از ارتباط یک ماهه ، یک روزه ، یک ساعته و ... نیامده است در هیچ جای قرآن صحبت از اینکه زنان بیوه را بتوانید به تملک خود در آورید با آنها خلوت کنید و بعد از چند ماه آن ها را رها سازید تا شخص دیگری آنها را تملک کند نیامده است.در قرآن برای زنی که طلاق میگیرد یا بیوه میشود لازم است که چند ماه برای ازدواج با مرد دیگری صبر کند تا مشخص شود که از او بچه دار است یا خیر ؟ اما در صیغه زنان امروز با یکی هستند و روز دیگر با دیگری .یا در نوع پیشرفته آن مدت زمان صیغه را به ساعت رسانیده اند و بدون هیچ گونه ملاحظه ای از لحاظ انسانی و بهداشتی با هم رابطه برقرار می کنند. کجای قرآن آمده است که یک بچه نباید پدر داشته باشد . آیا بچه ای که بدنیا می آید نباید پدر مشخصی داشته باشد و فرق این بچه با یک حرامزاده چه می تواند باشد ؟ آیا شما تعریف مشخصی برای حرامزاده و صیغه زاده می توانید پیدا کنید؟ پس بزرگترین ظلم برای یک انسان نداشتن پدر است . فردا در جامعه نام پدر او را چه می گویند در شناسنامه می نویسند بچه صیغه ای فلان آقا ؟ که این هم بنا به نیاز مادران یا هوس بازی آنها مشخص نیست از کدام آقا ! پس باید بنویسند حرامزاده یا نام پدر بزرگوار مادرش را به جای نام پدرش برای او بنویسند. صیغه باعث می شود تا رابطه محبت و اعتمادی که بین زن و شوهر وجود دارد گسسته شود و زندگی سرد و همراه با درگیری و کشمکش و جدال شود یا باید رابطه خود با صیغه ای خود را از همسرش پنهان کند که باعث میشود قائلهای مانند موضوع ناصر محمد خانی با همسر صیغه ای او بوجود بیاید که در نهایت به قتل همسرش و از بین رفتن آبروی این آقا انجامید . در پس هر صیغه باید نگران آبروی خود بود و همیشه مواظب باشی که کسی شما را با هم نبیند. در پایان از کسانی که صیغه را قبول دارند می پرسم که آیا حاضرند که خواهر یا مادر آنها صیغه شوند و هر روز با معشوقه شرعی جدیدی باشند؟ معایب صیغه : ۱- ایجاد تهمت و افترا به زنان در مورد داشتن رابطه غیر شرعی و زنا . در عروسی ها و ازدواج های رسمی علاوه بر ثبت ازدواج در دفتر رسمی و داشتن شاهد ( در صیغه داشتن شاهد الزامی نمی باشد و کسی نمی تواند بعداْ شاهد باشد که این دو با هم صیغه نموده اند و اگر کسی تهمتی به او وارد کرد باید بدنامی زنا را به دوش بکشد.) ولیمه ای که در عروسی داده می شود بخاطر این است که مردم بدانند این دو با هم زن و شوهر هستند. ۲- فرزندی که در صیغه بجا می ماند فردا بدون پدر است و داشتن پدر حق مسلم هر فرزندی است. و فردا برای تربیت فرزند بدون پدر مشکل پیش می آید و تهمت حرامزاده بودن همیشه همراه او است. ۳- مسائل و مشکلات بهداشتی که برای زنان و مردان پیش می آید ۴- سوء استفاده های جنسی از زنان و ایجاد برده داری نوین در سایه دین و بنام اسلام ۵- ایجاد دل سردی در خانواده ها و کشمکش و جدال هایی که بین زنان و مردان بر اثر رابطه نامشروع یا مشروع ( صیغه ) مردان با زنان دیگر ۶- سست شدن و از بین رفتن حریم خانواده به خاطر داشتن رابطه بین مرد خانواده با زن دیگر - پسر خانواده با زن دیگر - پدر بزرگ خانواده با زن دیگر - عموی خانواده با زن دیگر - دائی خانواده با زن دیگر ۷- عدم تشخیص فحشا و زنا و ایجاد صیغه در جامعه و پخش شدن فحشا در جامعه در پوشش صیغه ۸- از بین رفتن شرم و حیا در جامه بخاطر انجام امور جنسی با افراد متفاوت ۹- امکان ازدواج پدر با دختر - برادر با خواهر - پسر با زن پدر در ضمن عکسی که در مطلب قبل آوردم و نقل قول از حضرت فاطمه می باشد به نظر بنده ساختگی است چون کسی می تواند در مورد شیرینی چیزی نظر بدهد که آن را لمس کرده باشد تا کسی عسل نخورده باشد نمی داند که عسل چقدر لذیذ است ؟ ولی همه می دانیم که فوت حضرت فاطمه قبل از حضرت علی بوده و زن شوهر دار هم نمی تواند صیغه کند پس حضرت فاطمه صیغه ای نکرده که طعم آن را بچشد و بتواند مزه آن را منتقل کند. این را باید از زنان صیغه ای پرسید.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 6:36 توسط
|
بدون شرح
لطفاً نظر خود را بنویسید آیا صیغه شیرین است ؟ ![]() بزودی مطلبی در این مورد در وبلاگ می نویسم
+
نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 18:27 توسط
|
توهین به حضرت عمر اما از نوع اصلاح طلبی
شکر خداوند بزرگ که ما را هدایت کرد تا همواره در پرتو تعالیم آسمانی اسلام و قرآن راه سنت و صحابه آن حضرت را طی کنیم و افتخار می کنیم که سنی هستیم . در روزنامه اعتماد ملی و در حضور آقایان اصلاح طلب که خود را پدر خوانده ما اهل سنت مظلوم می دانند و چون گرگی در لباس میش در حال مذاکره برای جمع آوری آرای ما هستند و قصد تلخ کردن پیروزی هسته ای ایرانیان و اهل سنت بیدار که همواره حامی نظام بوده اند را دارند. آقایان معلوم الحال که همه می دانند دزدان سر گردنه از آنها شریف تر هستند از احوال آقایان کروبی ، خاتمی ، محتشمی و ... که شهرام جزایری آنها را به پول سیاه به باد داد افاضات عجیبی می شنویم! آقایان زبان باز کرده اند ! گویا در این مملکت هر کس زبان باز می کند لعن و دشنام به صحابه می دهد ؟مگر صحابه گوشت قربانی شما شده اند ؟ آن گروه مسجدهای ما را تخریب میکند ، علمای ما را زندانی می کند ، نویسندگان ما را شکنجه می دهند و جو رعب و ترس در بین ما بوجود می آورند ! دوست دارند عربده کش سر گذر باشیم تا نمازگزار مسجد! و گروه دیگر وقاحت و جسارت را از حد می گذارند که در روزنامه خود به حضرت عمر که آنها را از آتش پرستی ، ستاره پرستی ، خورشید پرستی ، مزدا پرستی ، میتر ا پرستی ، عورت پرستی به سوی یکتا پرستی کشاند. آری فرزندان ابولولو بار دیگر خشمگین از اینکه عمر آنها را با شمشیر مسلمان کرده است فاتحه برای جد خود می فرستند. کور باد چشمانشان که نمی بینند در پهلوی محمد رسول الله که خفته است کور باد آنان که نمی توانند رابطه خویشاوندی عمر با محمد ، عمر با علی ، عمر با فاطمه و ... را ببینند.
+
نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 18:33 توسط
|
قضیه انداختن طناب به گردن علی برای بیعت با ابوبکر تهمتی بزرگ است
حضرت محمد 63 سال عمر کرد . 23 سال به عنوان پیامبر خاتم به هدایت و رشد عقلانی بشر همت گماشت و در سراسر عمر شریف خود همواره چراغ هدایت و راهنمایی صحابه و تمام بشریت بود و به گواهی مسلمان و غیر مسلمان انسانی امانتدار ، کاردان و رهبری کامل جهت اداره امور سیاسی ، اجتماعی و نظامی بود. ایده های اجتماعی ، سیاسی و نظامی آن حضرت با توجه به اینکه از طریق وحی با خداوند ارتباط داشت همگی اعلاء و ناب بود.بنا به اعتقادات اسلامی پیامبر مصون از گناه و اشتباه بود پس انسانی کامل بود و اطرافیان خود را بدرستی می شناخت بهر حال محمد فوت کرد و همه می دانیم که به مرگ طبیعی و کهولت سن از دنیا رفت . بنا به اعتقادات برادران شیعه بعد از وفات محمد صحابه به فکر قدرت و حاکمیت مسلمین افتادند و پیکر پاک محمد سه روز بر روی زمین ماند و تنها علی و فاطمه و تنی چند از صحابه پیامبر هم و غم دفن و کفن آن حضرت را داشتند. تمامی زنان پیامبر به یکباره رشته محبت آنها با آن حضرت گسسته شد همانهایی که بنا به نص صریح قرآن لقب مادران مسلمانان گرفته اندو دیگر کسی اجازه ازدواج با آنها را ندارد. چکونه می شود که آنها چنین لقبی گرفته اند حتی کوچکترین محبتی در آنها نباشد در حالی که زنان معمولی دیگر در عصر ما که عصر ماشین و آهن لقب دارد برای مرگ شوهران خود سیاه می پوشند و عزاداری و گریه و شیون می کنند؟ بنا به اعتقاد دیگر برادران شیعه بلافاصله یاران پیامبر در سقیفه بنی ساعده جمع میشوند و شروع به نزاع با یکدیگر بر سر جانشینی آن حضرت می کنند و با اتفاق آرا ابوبکر را انتخاب می کنند و بعد از آن یک به یک با ابوبکر بیعت می کنند و علی که تازه از دفن و کفن پیامبر فارغ شده بود را طناب به گردن آن حضرت می اندازند و کشان کشان به سمت مسجد برای بیعت با ابوبکر می برند و با ظلم و ستم از او بیعت می گرند و ان حضرت را خانه نشین می کنند و شعری در این مورد دارند: مگذارید بنی ساعده تکرار شود که علی در قفس خانه گرفتار شود و اعتقاد دارند که علی از بی کسی درد خود را به چاه در نیمه شب بیان می کند و آب چاه به رنگ خون در می آید. در جواب ایشان باید بیان کنم که ما علی را اسدالله یعنی شیر خدا می دانیم . ما او را پدر حسنین می دانیم که جان داد اما تن به بیعت با یزید نداد. او را فاتح خیبر می دانیم. او را شجاع شجاعان میدانیم. اویی که در بستر پیامبر خوابید در حالی که می دانست ده ها شمشیر از نیام کشیده قصد پاره کردن پیکر او را دارند ما او را لایق فاطمه و داماد پیامبر می دانیم. او را تک سوار عرب می دانیم که در غزوه خندق عمرو ابن عبدود را به هلاکت رساند. بلا تشبیه اگر شیر که سلطان جنگل است را در بند کنند حیوان مقاومت می کند و دست و چنگ می اندازد و حتی در اسارت نیز خود را باز محق ریاست و سلطانی می داند. چطور می شود که حضرت علی نعوذ بالله از یک حیوان هم پست تر باشد چرا برای پیشبرد اهداف خود مقام اسدالله را اینقدر تنزل می دهید؟ ادعا می کنید که علی تنهاترین تنهایان بود در حالی که از طرف دیگر اعتقاد دارید که علی در تمام مسائل و مشکلات یاور و مشاور وزیر ارشد ابوبکر و عمر و عثمان بود. از حضرت عمر روایت است اگر علی نبود عمر هلاک میشد و دنیا و آخرت او تباه می شد. پس چطور علی خانه نشین بود.مگر علی یکی از حافظان قرآن نبود مگر او در زمان ابوبکر و عثمان کمر به جمع آوری قرآن نبست. مگر او در سرکوب کردن پیامبران دروغین که بعد از وفات حضرت محمد در هر جای مملکت اسلامی ادعای نبوت داشتند شرکت نکرده بود. اگر اعتقاد دارید که شرکت داشته است پس ادعای شما دروغ است و اگر اعتقاد دارید که شرکت نداشته است چطور میشود که او را نسبت به دین محمد و اینکه او خاتم پیامبران بود این چنین بی تفاوت باشد در حالی که در قرآن آمده است که باید دین خدا را نصرت و یاری کنیدکه به نظر اهل سنت اینها از حضرت علی دور است . و بنا به روایات تاریخی حضرت علی علاقه چندانی برای حکومت کردن نداشت حتی زمانی که مردم گرداگرد او را فراگرفته بودند آن حضرت از خطر قبض روح شدن بر اثر فشار مردم قبول حکومت کردند.چطور می شود که برای حکومت کردن اعتراض و اقدام به خانه نشینی بزند. بنابراین خانه نشینی آن حضرت ساخته و پرداخته ذهن آنهایی است که نمی خواهند اسلام پیشرفت کند.خواهش دارم نسبت به قبول مطالب که یکطرفه نوشته می شود تحقیق داشته باشید بیاییم از دو طرف اعتقاد پوچ و واهی خود را دور بریزیم یا اصلاح کنیم تا خداوند از ما خشنود باشد.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 22:12 توسط
|
چرا برادران شیعه به صحابه توهین می کنند؟
خداوند برای هدایت بشر پیامبران را فرستاد تا اینکه پیامبر خاتم مبعوث گردیددینی که محمد آورده بود اسلام وکامل ترین وآخرین دین آسمانی بود.دین اسلام برای تمام لحظه های زندگی انسان برنامه ارایه داده است. اسوه انسانها والگوی رفتاری آنان بنا به نص صریح قرآن محمداست. اولین افرادی که محمدبرآنها تاثیرگذارد.افرادخانواده آن حضرت یعنی خدیجه،علی وغلام آنها زیدبود. سیرت محمد روش عملی دین اسلام است.تمامی یاران او که اسلام آورده بودند،همگی در تمام کارهای روزانه از محمد تبعیت وسرمشق آنها کردارهای آن حضرت بود. پس نمود عملی دین محمد رفتار یاران آن حضرت بشمار می آید.همانهایی که در غزوههای بدر،احد،خندق،تبوک و...همراه او بودند.آنانی که از شدت گرسنگی سنگ به شکم میبستند، ولی تن به دشمن نمی دادند. در جریان وقایع ذکرشده، مثلا در غزوه بدرچون چند ماه تمام مدینه در محاصره بود تمامی ارزاق عمومی مردم مصرف و مدینه در قحطی بسر میبرد تا اینکه پیامبر دعا کردند وطوفان ماموریت یافت تا مشرکین را فراری دهد. بنابراین یاران او نیز مشکلات را به جان خریده اند.خداوند در قرآن ملاک برتری وفضیلت را تقوا میداند.اگر راجع به کسی تحقیق میشود در ابتدا دوستان ونزدیکان اورا شناسایی میکنند اگر نزدیکان او خوب بودند پس به تحقیق در مورد خود شخص می پردازند.بنابراین پیامبر انسان خوبی بودو اسوه انسانیت لقب دارد پس اطرافیان او که همانا صحابه میباشند نیزباید نتیجه عملکرد آن حضرت والگو و سرمشق برای آیندگان میباشند. پیامبر رحمت وخاتم ۲۳ سال تمام در مکه ومدینه آنها را آزمایش نموده است و به عنوان حاکم سیاسی ودینی به آنها اعتقاد واعتماد وایمان داشته است حال چگونه می توان آنها را مورد سرزنش وعتاب قرار داد. به طور مثال ابوبکررا در هجرت از مکه به مدینه همراه خود داشت اگر از او ترسی می داشت یکی دیگر را انتخاب می کرد. دلیل انتخاب ابوبکرسالمندی و نام نیک او در بین اعراب بود یا از عمر وعثمان برای کارهای حساس اسلام استفاده نمی کرد. صحابه همه با هم رابطه اخوت وبرادری وبعدا خویشاوندی ایجاد کرده بودند،همگی آنها دختران وپسران خود را به نکاح هم در می آوردند.تقوا وایمان هر یک از صحابه زبانزد بود از زمانی که بلال به دست ابوبکر آزاد شدوشهادت سمیه ویاسرتا جنگ بدرو احدوحنین وتبوک همگی سراسر رشادت است. اگر ایمان صحابه نبوددر جنگ بدر۳۰۰ نفربر۱۰۰۰ نفر پیروز نمیشد.عمر پدرزن پیامبر است دختراو حفصه در خانه محمد بود.ابوبکرنیز دختر ۶ ساله خودعایشه را به محمد داد.عثمان دو دختر پیامبر را یکی بعد از دیگری به نکاح خود در آورد.علی دامادپیامبروشوهر فاطمه بود.خداوند در قران می فرماید،همانا ما زنان خوب را برای مردان خوب و مردان خوب را برای زنان خوب قرار دادیم وزنان بدرا برای مردان بدو مردان بد رابرای زنان بدقرار دادیم. آیا محمد بد است که خداوند عایشه را که شما اورا فاسد وزناکار میدانیدهمسر او میکندیا دختران محمد یعنی رقیه وام کلثوم بد هستندکه محمد آنها را یکی بعدازدیگری به نکاح عثمان در می آورد. آیا جگر پاره فاطمه وعلی یعنی ام کلثوم بد است که علی او را به نکاح مردی بد یعنی عمر که شما اورا حرامزاده وحرامی میدانیددر آورده است یا نص صریح قرآن را قبول ندارید که در آیه ۱۰۰ سوره توبه می فرماید: و پیشگامگان نخستین از مهاجرین و انصار و کسانی که با نیکوکاری از آنها پیروی کردند خدا از ایشان خشنود وآنها نیز از او خشنودند و برای آنها باغهایی آماده کرده که از زیر درختان آن نهرها روان است و همیشه در آن جاودانه اند این است همان کامیابی بزرگ. چندین آیه دیگر هم در قرآن وجود دارد که خداوند خشنودی خود را از مهاجرین و انصار اعلام نموده است. در آیه ۱۰۰ سوره توبه به صورت صریح بیان شده است که پیشگامگان نخستین از انصار و مهاجرین ، خداوند از آنها خشنود است یعنی ابوبکر و عمر و عثمان هم جزو آنها هستند. پس ما و دیگران چه کاره این دنیا و خداوند باشیم که از آنها ناراحت باشیم و زبان به دشنام آنها ببندیم. ما وکیل مدافع چه کسی باشیم که آنها را تهمت و توهین و افترا باران کنیم آیا محمد به ما اجازه داده است یا علی و خاندان او؟ به چه مجوزی کلمات خداوند و نص صریح قرآن را زیر سئوال می بریم. پس بیاییم با اتحاد و وحدت و مودت و همدلی دست از توهین به صحابه رسول و زوجه آن حضرت برداریم و با ریشه کن کردن کرم داخلی درخت اسلام برای اعتلای آن با هم اتحاد داشته باشیم.و با دست خود تیشه به ریشه آن نزنیم. برادری پیغام داده است که بجای دفاع از اعتقادات اهل سنت از ماهیت اسلام در مقابل یهود دفاع کنیم در جواب باید متذکر شوم تا یهود داخلی از بین نرود نمی توانیم در یک سنگر در مقابل یهود خارجی و آشکار مقائمت نماییم. تا عقبه سپاه اسلام به دست ملعونین و متحجرین نان به نرخ روز خور می باشد نمی توان به جنگ یهود رفت. بیاییم حقایق را بنویسیم و از خود تاریخ ننویسیم. دین خدا را یاری کنید تا خداوند شما را یاری کند.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 21:25 توسط
|
آخرین نوشته ها
وحدت از شعار تا عمل ؟!!!!!!! زيارت عاشورا غير دموكراسي ترين دعا و سرشار از توهين به خلفاي راشدين مشروعیت دادن علی (ع) به حکومت خود با استفاده از حضرات ابوبکر - عمر - عثمان آيتالله صانعي: سنگسار در غيبت امام جايز نيست تقیه صیغه (ازدواج موقت ) بدون شرح توهین به حضرت عمر اما از نوع اصلاح طلبی قضیه انداختن طناب به گردن علی برای بیعت با ابوبکر تهمتی بزرگ است چرا برادران شیعه به صحابه توهین می کنند؟ |
پیوندها
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
